بجا دیدم جواب یکی از دوستان رو که در پست قبلی با تصور حق بجانبی.کامنتی برای موجه نشون دادن خیانت گذاشته بودن رو به صورت یک پست منتشر کنم تا دیگه کسی برای خیانت عذری نتراشه و در خود فریبی خیانتکاران و خیانت سازان شریک نشه..نظرات تایید شده خوانندگان وبلاگنویسنده:راهب مناطق دور جمعه ۲۵ خرداد ۱۴۰۳ ساعت: ۱۹:۱۸شاید طرف یه کمبودی تو زندگیش بوده که مجبور به خیانت شده یکطرفه نمیشه نظر داد..پاسخ: دوست گرامی این دفاعیه شما فقط خوشیایند خیانتکاران کوته فکر فریبکار و فربیب خورده هست .اگر با دید شما به قضیه نگاه کنیم همه افراد جامعه باید اهل خیانت باشند..یکی کمبودش شوهر خوش تیپه.یا یکی دیگه کمبودش شوهر ورزشکار قد بلنده.یا یکی شوهر پولدار دوست داره.ممکن طرف از قیافه شوهرش خوشش نیاد و افراد خشگل رو در جامعه ببینه.شاید کسی از شغل مرد همسایه خیلی خوشش بیاد..خیلیها کمبود طلا دارن..خیلی ها کمبود خونه بنام خودشون دارن.بیشتر زنها کمبود محبت رو تو زندگیشون مطرح میکنن.بعضیها کمبود بچه دارن و شوهرشون مشکل بچه دار شدن دارهشاید کسی از نظر جنسی مشکل داره و زنش کمبود این داستان رو داره.شاید کسی کمبود ش شوهر با ایمانه.یا یکی دیگه وفاداری براش مهمترین چیزه.ممکن کسی شوهر جوان کمبودش باشه.ممکن طرف شوهرش جوونه ولی شوهر بزرگتر از خودش کمبودشه..حالا به کی میشه اطمینان کرد .وقتی کسی دلیلی برای خیانت میاره .با برطرف کردن آن دلیل هزار دلیل دیگه میتون مطرح کنه ..پس هیچ کس چه زن چه مرد در هیچ شرایطی مجاز به خیانت نیست..و خیانت دلیلی جز هوسرانی تنوع طلبی و هرزگی و ذات خراب خود خیانتکار نداره .ودر این میان همراهان خیانت انگلان عفونی و منفور خیانت هستن.بهتره به جای علت تراشیدن به خیانت کمی به چرایی طلاق فکر کنید بعد نظ
برچسب: نویسنده: آیلین اسدیپور تاريخ: دوشنبه 28 خرداد 1403 ساعت: 1:32
برچسب: نویسنده: آیلین اسدیپور تاريخ: دوشنبه 28 خرداد 1403 ساعت: 1:32
برچسب: نویسنده: آیلین اسدیپور تاريخ: يکشنبه 20 خرداد 1403 ساعت: 20:58
برچسب: نویسنده: آیلین اسدیپور تاريخ: يکشنبه 20 خرداد 1403 ساعت: 20:58
زندگی همین هست..تو فریب میدی .من گول میخورم.یک فریب ساده کوچک.برای توگم شده در پشت منطقهای پوشالی.خود فریبیها.آنقدر اوستا شدی که خودت رو هم میفریبی.راستی .خواب دیدم در چشمهایت تمساح شنا میکرد.باران که می بارد قناریهایت گنجشک میشوند.من اینجا بس دلم تنگ بودهر سازی که میدیدم بد آهنگ بودره توشه برداشتم.قدم در راه بی برگشت بگذاشتمببینم آیا آسمان .هر کجا همین رنگ است؟و دیدم نه .در دورها آسمانی هست .صاف. آبی .بدون لکه ای. ابری .همسران را سری دیگر نیست.آنجا نه خیانت ساز هست.نه خیانتگر.کسی پا پوشی نمی دوزد.پایشان همه لخت است.کسی عصا از کوری نمی درودکسی تهمت نمی سازد .تهمت نمییاد.تهمت بد است.زشت است.منفور است.ولی کسی آن را نمی زند.اداره هایشان را فرقی ندارد.چه لباسی تنت هست.مردانش چشم به سفره و سایه بان کسی ندارند.آنجا کسی فراری نمیشود.کسی تنها نمیشودالتماس نمیکند.کسی از خیالاتش انتقام نمیگیرد.کسی از درخت برای تبر دسته نمی سازد.هوس را نمی شناسند.ولی عشق را بلدندوفا داری در خوابهایشان نیست.رازی در کوچه و بازار نمی چرخد.دلشان نازک.ولی عهدشان نشکن است.در نیمه هیچ راهی کسی تنها نیست.خانه برایشان مهم است.ولی سند خانه نه.در آنجا قحطی نامردیست.هرزگی رشد نمیکند.محبت از پارو بالا میرود.آنجا داشتن خوب است .ولی نداشتن جرم نیست.دکتر رفتن برای درد است.نه برای فریب دادن.کاش اینجا کسی لجباز نبود.کاش عشق کسی .عمرو هستی کسی.به لج دیگری با باد نمیرفت.کاش اینجا هم .نمک را میشناختن.
برچسب: نویسنده: آیلین اسدیپور تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 21:59
برچسب: نویسنده: آیلین اسدیپور تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1403 ساعت: 13:58